تمدن بدلی ( نقد مدرنیته ، علوم غربی و تکنولوژی )

... مُشک این سوداگر از ناف سگ است

تمدن بدلی ( نقد مدرنیته ، علوم غربی و تکنولوژی )

... مُشک این سوداگر از ناف سگ است

مشخصات بلاگ
تمدن بدلی ( نقد مدرنیته ، علوم غربی و تکنولوژی )

علوم جدید و تکنولوژی، مختص سبک زندگی ماده گرایی غرب و در واقع شاخه ای از جهانبینی و شریعت تفکر اومانیستی ست و محرّک آن نظام سلطه و سرمایه می باشد.

آخرین نظرات

حضرت امام صادق (علیه السلام) درباره آیه‌: وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشی؛ فرمود:

دولت ابلیس است تا روز قیامت که آن روز قیام قائم است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۸، ص۱۵۴

 

این بود پایان ایستادگی در برابر هجمه تمدن کفر ... بعد از این، اسلحه بردار، قیام کن، وعظ بر منبر کن ... دیگر اسلام شکست ... !

 

«ناظم الاسلام، تو را به حقیقت اسلام قسم می‌دهم. آیا این مدارس جدیده خلاف شرع نیست؟ آیا ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام نیست؟ آیا درس زبان خارجه و تحصیل شیمی و فیزیک عقائد شاگردان را سخیف و ضعیف نمی‌کند؟ مدارس را افتتاح کردید. آنچه توانستید در جراید از ترویج مدارس نوشتید، حالا شروع به مشروطه و جمهوری کردید؟! نمی‌دانید در دولت مشروطه اگر من بخواهم روزنه و سوراخ این اتاق را متعدد نمایم باید مالیات بدهم و اگر یک سوراخ را دو سوراخ کنم باید مالیات بدهم و کذا و کذا.»

 

«کمال، جامعیت و جاودانگی اسلام؛ بی نیازی مسلمین از قوانین جدید؛ تضاد اعتقاد به خاتمیت پیامبر با این عقیده که مقتضیات عصر را تغییر دهنده ی قانون الهی یا مکمل آن می داند؛ لزوم هماهنگی بین نظم معاش و امر معاد، در حقیقت، ناظر به نفی اصول موضوعه و قوانین برساخته بشری در غرب جدید پس از رنسانس است.»

نظرات  (۷)

  • تار و پود √
  • قبل از هر چیز مدرنیته باید در ذهن اتفاق بیفتد

  • محمد جواد
  • سلام بر آقای سمائی

    بعد کریم خان زند ایران روی خوش ندید فرهنگ غنی خودمون ول کردیم چسبیدیم به مدرنیته غرب خود همین کشور هایی مثل ایران و کره و یونان و... غنی ترین فرهنگ دارن همه چی شون شده لیبرالیسم

    کاشکی کسانی چون شاه عباس و اسماعیل سامانی و اسماعیل صفوی و ... اکنون زنده بودند حاکمان این مرز و بوم بودند

    پاسخ:
    سلام برادر عزیز
    سید روح الله خمینی با همه فقاهت و تقوا و روحیه جهادیش نتونست، شاه عباس و امثاله که جای خود دارند. تکنولوژی و این سبک کفرآمیز معیشت تقریبا همه جهان رو فراگرفته و ابتلای زمانه ما ست زیاد به این حکومت و اون حکومت مربوط نیست.
    اون یک پیام شما رو که خصوصی بود تایید نکردم که در معرض دید عموم نباشه.
    دقیقا متوجه نشدم چی شد. کدوم احساس بوجود اومد؟؟ انگار قسمتی از کلام بریده شده بود.
    چرا خودکشی؟؟ چرا گفت اون کار رو بکن؟!
    اگر دوست داشتی به شماره تماسم پیامک یا واتساپ بده. در بالای وبلاگ هست.


  • محمد جواد
  • سلام بر آقای سمائی

    از اول بگم

    همه چی از هشت بهمن 99 شروع شد یادم نمیره تقریبا حوالی اذان مغرب

    داشتم دنبال یک نرم افزاری می گشتم توی گوگل پلی که چشمم نا عمد خورد به یه زن از قبلش تا حدود دو ماهی هم تو تلوزیون عکس زن و دختر می دیدم حس عجیبی بهشون داشتم اون حس جنسی نبود

    تا اینکه از همون لحظه به بعد احساس نافجار درونی کردم احساس کردم نیاز به یک همدم دارم یکی که سر رو شونه هاش بگذارم بغلش کنم باهاش درد و دل کنم و...

    ولی گفتم بی خیال برو درستو بخون تو شاگرد زرنگ مدرسه ای ولی هر چی می خوندم این احساسات میومدن و هیچی نمی فهمیدم هر ترفندی بود به کار زدم اما اون احساس نرفت شاید باورتون نشه ولی من قبل از اون که تقریبا 16 سالم بود انقدر مذهبی بودم طریقه صحیح سکس نمی دونستم احساس جنسی ام هم فوران کرده بود اعمالم دست خودم نبود انگار جن زده شده بودم کار های دیوانه وار مثل با خود حرف زدن یابا پتو حرف زدن نیمه لخت تا ساعت 1 نصف شب تو هوای سرد زمستون رو دیوار پشت خونمون راه می رفتم

    رک بگم احتیاج به همسر داشتم

    تا فروردین هر طرفندی زدم نتونستم احساس نابود کنم رفتم تحقیق کردم دیدم به بلوغ جنسی در مرحله تناسلی و بلوغ عاطفی رسیده بودم جوری که احساسا می کردم نصفه هستم و باید تو این دنیا دنبال نیمه گمشده ام بگردم

    زن که هر کار کردم نمی تونستم بگیرم

    گفتم برم سراغ دوست دختر ولی گفتم اگه وابسته شی و اون خیانت کنه احتمال خودکشیت خیلی بالاست و  دلایل دیگع هم مثل آبروی خانوادگی و خودم تو محل و... چون تو روستاییم و همه همو میشناسن قبل ماه رمضون که اردیبهشت باشه رفتم پیش دوستم و همکه چی براش تعریف کردم گفتم بالا زده گفتم به دختر بچه هم نگاه شهوت امیز دارم و... گفت یا برو خودارضایی کن و گرنه ممکنه به یکی تجاوز کنی و ابروت بره و... چون اوضام اسفناک بود اونقدر حالم بد بود که ماه رمضون بعد افطار احساس عاطفی جنسیم به گشنگی تشنگیم غلبه می کرد و احساس گشنگی تشنگی نمی کردم بعد عید فطر تدریجا سمت خودارضایی رفتم دیگع راهی نمونده بود

    گفتم برای اینکه به غریزه ام غلبه کنم می رم نگهبانی زمین تو هوای گرم تابستون و و انقدر زیر افتاب و تشنگی و کار می مونم تا به غیرزه ام غلبه کنم ولی باز هم نشد ولی غریزه و احساس عاطفی ام ضعیف تر شد حتی از اسلام هم در اومد و خداناباور شدم تا عذاب وجادنم کم شه

    تا 3 دی همین ماه خودارضایی ام ادامه داشت

    تا اینکه گفتن شهدای گمنام اوردن مسجد جامع من رفتم اون شب زیر تابوتشون گرفتم و گفتم دیگع این دست خودارضایی نمی کنه و گریه زاری و تضرع و دعا و ...

    خودارضایی ترک کردم

    الان یکم ارومم

    ولی دامنم ناپاک شد از خدا دور شدم مسخره همکلاسی هام شدم

    الان دارم قران حفظ می کنم

    ولی یادم نمی ره اون موقع دستمو بریدم و خونشو ریختم روی یه اجر دیوار پشتی مون و گفتم تا ابد این خیانتی که جامعه بهت کرد و دلت و شکوند و تو رو بی همسر و همدم گذاشت فراموش نمی کنم

    هنوزم نسبت به مردم کینه ای ام

    اولش فکر کردم من اینجوریم بعد رفتم از دختر پسرای هم سنم پرسیدم اینجوری بودند

    خلاصه کلام

    اون کسانی که ازدواج تو سن ما سخت کردند و انتظار تقوا هم از ما داشتند

    جواب همسن های ما به اونایی اینه که روزی یه درصد از مردم ایران حرامزاده خواهند بود و دختران جنده و پسران هرزه می شوند

    قطعا جامعه زنا کار جامعه مسلمان نخواهد بود

    تبعات سرکوب و منحرف کردن ما روزی دامن این کشور و این جامعه را خواهد گرفت

    من از سایت شما و پست پیر همسری تون خوشم اومدم که با نیاز امسال من منطقی برخورد کردید و ازدواج تو سن مارو در شرایط درست جایز دونستید

    آفرین بر شما

     

    پاسخ:
    سلام برادر عزیز
    غریزه جنسی ، نیاز عاطفی به همسر و همدم و سایر نیازهای دیگر همه حق هستند و غیرقابل انکار. ولی در زمانه ای هستیم که تقرییا هیچ چیز سرجای خودش نیست. همه این نیازهای شما حقه ولی امثال شما دو راه بیشتر ندارند. یا باید بخاطر بی عدالتی و فساد زمانه تسلیم شیطان بشوند یا همت الهی کنند.
    استمنا گناه بزرگیه و هرگز روان و شهوت رو ارضا نمیکنه و شخص مبتلا بر اثر تماس شیطان فلج روحی میشه و همت و استقرار عقلشو از دست میده.
    در ضمن شهوت جنسی با همه داغی تنورش در صورت عدم تحریک و محل نکردن سرد میشه. نباید باهاش مبارزه کرد باید اصلا توجه نکرد. چون چاره ای نیست. تا خداوند ان شاء الله به شما برای ازدواج مناسب کمک کنه. اون دوست (دشمن) شما راهنمایی بدی به شما کرد. در ضمن کی گفته که تا ابد بی همسر شدید؟!  شما که قرآن می خونی بهتر از بنده می دونی، رحمت خداوند انتها نداره.
    بار اول از جهالت مبتلا شدید و باب توبه بازه ولی اگه مجدد سراغش برید احتمال داره اثرات مخربش به زندگی آینده و حتی نسل شما ضربات بدی بزنه.
    خداوند همه ما رو نجات بده ان شاء الله

  • محمد جواد
  • سلام آقای سمائی

    ببخشید زیاد مزاحم میشم

    الان که تقریبا قران حفظ کردن ارومم می کنه ولی به شدت پرخاشگر شده ام و منزوی و افسرده

    راستی انقدر ضربه به زندگیم زده که امیدم من فقط اینه که توشه اخرت جمع کنم زود بمیرم برم اون دنیا

    راستی برید تو سایت نی نی سایت بزنید دنیای تاریک یک دختر 16 ساله

    اون هم مثل منه

    راستی یک پست هم در مورد کنکور و معایبش برای دانش آموزان بگذارید

    پاسخ:
    سلام برادر عزیز
    الان بیشتر آدما منزوی و افسرده اند !! کلا دنیا جای متروک و افسرده ایه مگر اینکه با حرارت ذکر الهی قلب گرم بشه.
    اون همسر و زندگی رویایی که در ذهن شما هست در دنیا کم انفاق می افته اونم بسیار موقتی. اینقدر زندگی ها خراب شده که مجردی از خیلی از این زندگی ها بهتره. زن جماعت اونی نیست که در ذهن شما هست. همسر خوب کم پیدا میشه و نصیب شدنش بسته به اعمال آدم داره که خداوند چقدر توفیق بده.
  • محمد جواد
  • سلام بر آقای سمائی

    اینو بدون از زبون یک نوجوون که این واقعیت هیچکس بهت نمی گه

    نمی دونم درک درستی از عشق داری یانه ولی بگذار حقیقت برات روشن کنم

    تمام حرف هاتون محترم ولی بگذار از زبون حافظ با هاتون حرف بزنم

    شما می گی صبر کن

    صبوری از طریق عشق دور است

    نباشد عاشق آن کس کاو صبور است

    شما می گی عاقلانه این که فقط به درست بچسبی و ...ولی من می گم

    آنجا که عشق خیمه زند جای عقل نیست

    غوغا بود دو پادشه اندر ولایتی

    تو حس منو درک نمی کنی و فقط پند می دهی ولی من می گم

    حال شب های مرا همچو منی دارد و بس

    تو چه دانی شب سوختگان چون گذرد

    شما می گی خود کنترلی کن ولی من می گم هوش و کنترل ندارم

    کسی را در این بزم ساغر دهند

    که داروی بی هوشیش بر دهند

    انتظار داری در دلم نگهش دارم و فاش نکنم احساسم را ولی من می گم

    خاموشی بلبلان مشتاق

    در موسم گل ندارد امکان

    شما می گی اخرت بر دنیا و ... ترجیح بده من می گم

    واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما

    با خاک کوی دوست به فردوس نگیریم

    و دیگر سخنان

    اگه به اندازه پوسته دانه خرمایی احساس من در وجودت بود

    خودت به حرف های  خودت خنده ات می گرفت

    چندین سال دارن به نسل ما این حرف و طرح ها رو میگن خب اگه عملی بود که تا الان باید جواب میداد

    عشق و نیاز جنسی و ... مثل اتیشی می مونن که خودش روشن میشه و خودش خاموش میشه ولی خیلی چیز ها رو با خودش می سوزونه

    ولی درست می فرمایید راهی جز خدا و درگاهی جز درگاهش نیست

    خودن خوندی که من حتی حاظر شدم از جونمم بگذرم چه برسه به بقیه چیزا

    امیدوارم احساست منو مسخره نکنی و مثل بقیه نباشی

    این حرف من نیست حرف میلیون ها جوون هست

    بهترین کاری که می تونی برای ما بکنی ابراز تاسف و همدردیه

    قبول دارم زن خوب کم پیدا نمی شه ولی اعمال من قلب بلوغ بد نبود

    کاملا اسلامی زندگی کردم

    از زناشویی و ازندگی مشترک چیزای زیادی تو مسجد و اینترنت و اینا خونده بودم

    مگه دو تا کتاب خوندن و دوره رفتن چقدر سخته

    نمی دونی چقدر سخته اینطوری تمسخرت می کنن و حقت ازت می گیرن

    این حرف های یه پسر بود

    از دختران از اشک شبانه شان به خاطر تنهایی بپرس از خودارضایی ها و خیانت دوست پسر هایشان

    از دامن پاکشان که که تر شد

    در وبلاگ خودت بر سر مسئولین و جامعه و ... فریاد بر آور

    که جوان هایی در جوانی پیر و نا کام شدند

    آقای سمائی مرده کسی میسن که نفس نمی کشه

    کسیه که از احساس به حقش دست کشیده

    معذرت برای تمامی حرف هام

    ممنون که به حرف هام اهمیت می دهید

     

     

    پاسخ:
    سلام مجدد
    اون نامه ای که دربالای سایت به مسئولان بی غیرت نوشتم مال سیزده سال پیش هست و برای خیلی از مسئولان ارسالش کردم.
    خلاصه یگم فایده ای نداره و جامعه قابل اصلاح نیست.
    از کران تا به کران لشگر ظلم است ولی - از ازل تا به ابد فرصت درویشان است
  • محمد جواد
  • سلام بر آقای سمائی

    اینو بدون از زبون یک نوجوون که این واقعیت هیچکس بهت نمی گه

    نمی دونم درک درستی از عشق داری یانه ولی بگذار حقیقت برات روشن کنم

    تمام حرف هاتون محترم ولی بگذار از زبون حافظ با هاتون حرف بزنم

    شما می گی صبر کن

    صبوری از طریق عشق دور است

    نباشد عاشق آن کس کاو صبور است

    شما می گی عاقلانه این که فقط به درست بچسبی و ...ولی من می گم

    آنجا که عشق خیمه زند جای عقل نیست

    غوغا بود دو پادشه اندر ولایتی

    تو حس منو درک نمی کنی و فقط پند می دهی ولی من می گم

    حال شب های مرا همچو منی دارد و بس

    تو چه دانی شب سوختگان چون گذرد

    شما می گی خود کنترلی کن ولی من می گم هوش و کنترل ندارم

    کسی را در این بزم ساغر دهند

    که داروی بی هوشیش بر دهند

    انتظار داری در دلم نگهش دارم و فاش نکنم احساسم را ولی من می گم

    خاموشی بلبلان مشتاق

    در موسم گل ندارد امکان

    شما می گی اخرت بر دنیا و ... ترجیح بده من می گم

    واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما

    با خاک کوی دوست به فردوس نگیریم

    و دیگر سخنان

    اگه به اندازه پوسته دانه خرمایی احساس من در وجودت بود

    خودت به حرف های  خودت خنده ات می گرفت

    چندین سال دارن به نسل ما این حرف و طرح ها رو میگن خب اگه عملی بود که تا الان باید جواب میداد

    عشق و نیاز جنسی و ... مثل اتیشی می مونن که خودش روشن میشه و خودش خاموش میشه ولی خیلی چیز ها رو با خودش می سوزونه

    ولی درست می فرمایید راهی جز خدا و درگاهی جز درگاهش نیست

    خودن خوندی که من حتی حاظر شدم از جونمم بگذرم چه برسه به بقیه چیزا

    امیدوارم احساست منو مسخره نکنی و مثل بقیه نباشی

    این حرف من نیست حرف میلیون ها جوون هست

    بهترین کاری که می تونی برای ما بکنی ابراز تاسف و همدردیه

    قبول دارم زن خوب کم پیدا نمی شه ولی اعمال من قلب بلوغ بد نبود

    کاملا اسلامی زندگی کردم

    از زناشویی و ازندگی مشترک چیزای زیادی تو مسجد و اینترنت و اینا خونده بودم

    مگه دو تا کتاب خوندن و دوره رفتن چقدر سخته

    نمی دونی چقدر سخته اینطوری تمسخرت می کنن و حقت ازت می گیرن

    این حرف های یه پسر بود

    از دختران از اشک شبانه شان به خاطر تنهایی بپرس از خودارضایی ها و خیانت دوست پسر هایشان

    از دامن پاکشان که که تر شد

    در وبلاگ خودت بر سر مسئولین و جامعه و ... فریاد بر آور

    که جوان هایی در جوانی پیر و نا کام شدند

    آقای سمائی مرده کسی میسن که نفس نمی کشه

    کسیه که از احساس به حقش دست کشیده

    معذرت برای تمامی حرف هام

    ممنون که به حرف هام اهمیت می دهید

     

     

    پاسخ:
    سلام برادر عزیز من
    بنده به عنوان کسی که با تمام وجود احساس شماها رو می فهمه خواستم کمکت کنم. چون خودم از آسمون نیومدم! تمام این مراحل شما برای منم بوده. خواستم با تجربه الانم حقیقت عشق و نیاز جنسی که بیست سال دیگه  ممکنه خودت بهش برسی رو برات تشریح کنم که شیطان از خامی شما استفاده نکنه. عاقل اونه که از تجربه دیگران استفاده کنه و بعدا نگه کاش دوبار عمر می کردم.
    برادر من جوری می گی انگار من نیاز جنسی ندارم اتفاقا بنده مزاجم خون ودمه و ... !! و سالها هم در همین جامعه بدون زن در معرض جلوات بانوان محترم! بودم.
    درستش اینه که در سن شما مقدمات ازدواج فراهم باشه ولی حالا که همه چیز خرابه باید راه درست رو پیدا کرد. زجر و سختی زیاد داره ولی وقتی صبح قیامت طلوع کرد اجرت معلوم میشه.
    عشق و نیاز جنسی با تمام حرارتش قابل درمان و کنترله.

    سلام

    اینو بگم و بحث تموم

    نه می بخشم نه فراموش می کنم

    یادی کنم از ژوزف استالین رهبر شوروی وقتی معشوقه اش مرد گفت

    بعد تو انسانیت برای من مرده

    بنده خدا چقدر شبیه منه

    حرف های منو هیچ وقت فراموش نکن

    آینده جوون های این مملکت و خود این ملت ترسناکتر از جن و پری هست

    منتظر روزی باش که من که هیچی ولی بقیه نتیجه این ظلم نشون بدن

    اگع یه روز خبر تجاوز - حرومزادگی - همجنسگراییی - زنا - و ... شنیدی

    یاد حرف های من کن

    من که درسته پاکی پیشه می کنم

    ولی خوی پرخاشگر و دیکتاتور گرفتم

    انقدر از این مردم متنفرم که رنج ملت برام لذت بخشه

    امیدوارم نمیرم ببینم کسایی که این ظلم بهم کردن یه روز غلط کردن بیوفتن

    کل خویشواندان و دوستان و حتی خانواده ام طرد کرده ام

    شاید باورت نشه ولی انقدر کینه از اینا دارم که بعضی وقتا میرم اینترنت فیلم شکنجه و ... می بینم لذت می برم

    هر چیزی تاوانی داره

    تاوان پاکی هم اینه

    بحث تمام

    راستی پست از معایب کنکور نگذاشتی

    پاسخ:
    علیک سلام و رحمت الله
    پستی گذاشته بودم به نام آموزش و پرورش حرامزاده
    راجع به کنکور آنچه عیان است چه حاجت به بیان است
    ان شاء الله موفق باشید

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">