تمدن بدلی ( نقد مدرنیته ، علوم غربی و تکنولوژی )

علوم جدید و تکنولوژی، مختص سبک زندگی ماده گرایی غرب بر محور تفکر اومانیستی است که محرّک آن نظام سلطه و سرمایه می باشد و مسلمانان نباید نظام آموزشی خود را بر اساس این علوم قرار دهند.

تمدن بدلی ( نقد مدرنیته ، علوم غربی و تکنولوژی )

علوم جدید و تکنولوژی، مختص سبک زندگی ماده گرایی غرب بر محور تفکر اومانیستی است که محرّک آن نظام سلطه و سرمایه می باشد و مسلمانان نباید نظام آموزشی خود را بر اساس این علوم قرار دهند.

تمدن بدلی ( نقد مدرنیته ، علوم غربی و تکنولوژی )

حقایقی که افشای آن به سود مافیای ثروت و قدرت نیست ...
کتاب تمدن بدلی (نقد مدرنیته، علوم غربی و تکنولوژی در رابطه با سبک زندگی اسلامی)
انتشارات آیین احمد صلی الله علیه وآله
شماره کتابشناسی ملی: 5095005

ارسال به تمام نقاط ایران 09112351774

همانگونه که تفکرات، دکارت و مارکس و نیچه و فروید و ... در برابر تعالیم انبیاء جلوه ای ندارند و آمیخته به اباطیل هستند، علم نیوتن و مندلیف و تامسون و انیشتن نیز چنین است.
 
در بینش توحیدی تنها آن معلَّم الاسماء کلها ست که شأنیت اشیاء را کامل می داند و  هر گونه علم ناقص و آلوده به جهل و هوای انسان چون واقف به جمیع جهات و زوایای عالم و بواطن آن نیست به جای اصلاح جهان جز تخریب چیزی به دنبال ندارد.

آنچه را گنجش توهم کرده ای          از توهم گنج را گم کرده ای
علی رضا

نور انواع لامپ در تقسیم بندی طبایع در طب الهی در زمره انوار سرد مصنوعی و مولد رسوبات سودا (سرد و خشک) می باشد.

تلقی نظم ریاضی از انتظام پیچیده هستی همانند آنست که بخواهیم با قطره چکانِ مدرّجی مجموع آب سیاره زمین را اندازه بگیریم!

خداوند متعال در سوره نساء می فرماید:

إِن یَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ إِنَاثاً وَإِن یَدْعُونَ إِلاَّ شَیْطَاناً مَّرِیداً (117) لَّعَنَهُ اللّهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِکَ نَصِیباً مَّفْرُوضاً (118) وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّیَنَّهُمْ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَیُبَتِّکُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَمَن یَتَّخِذِ الشَّیْطَانَ وَلِیّاً مِّن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَاناً مُّبِیناً

در این آیات کریمه، تغییر در خلقت خداوند، دستور ابلیس به پیروانش محسوب می شود.
یکی از موارد تغییر در نظام حکیمانه خلقت دستکاری در ذخیره ژنتیک موجودات است که با چراغ سبز برخی مسؤولان حرام لقمه ایران به طور مستقیم یا غیرمستقیم وارد سفره غذایی مردم بی خبر از ماجرا می شود.
تراریخته
منفعت طلبانی که با وقاحت تمام مناظره می گذارند تا مزایا و معایب تراریخته به بحث گذاشته شود!! و با تحقیقات علمی جهت سنجش خطرات این محصولات، سیاست تحمیق را در برابر عوام دنبال می کنند.

زمانی این تفکر بوده که مارکسیست، علمی در اقتصاد و مشی زندگیست و نه ایدئولوژی ای در برابر دین الهی. و ما می بایست مسلمانی مارکسیسم باشیم هم اکنون هم اینطور جا زدند که فیزیک و شیمی، پزشکی و ریاضی و سایر علوم غربی و فن آوری های آن، علوم و سبک صحیح زندگی هستند و برای زندگی بهتر و رفاه می بایست مسلمان شیمیدان و ریاضیدان و امثالهم شویم. نمونه اول با انقلاب اسلامی در ایران و سپس با فروپاشی شوروی دوام و پایگاه عملی گسترده ای پیدا نکرد ولی فریب لیبرالیسم و مافیای جهانی ثروت و قدرت در نمونه دوم آنقدر پیچیده است که به راحتی نمی توان مشت او را باز و سودای پسا پرده توسعه را رسوا کرد.

دانشگاه از ابتدا خودش را به عنوان یک دین و ایدئولوژی مطرح نکرد بلکه خودش را به عنوان علم و روشی خنثی که در خدمت هر جهان بینی ای می آید عرضه داشت.

در واقع ابزار اصلی توسعه، بازی با قوه خیال انسان است. به همین دلیل است که دوامی بیشتر از سایر مکاتب مادی داشته و فریب و معمای آن به راحتی فاش نمی شود.

از باب تلنگر به ذهن منجمد دلبستگان به علوم غرب و آنان که علم را از غیر مکتب وحی و دروازه اهل بیت عصمت طلب کردند.

در خطبه اول نهج البلاغه، امام علی، باب علم رسول خدا صلی الله علیه وآله، اساسِ خلقتِ انسان را بر چهار طبع گرمی و سردی و خشکی و تری بیان می فرماید.

طبایع اربعه

نهج البلاغة - خطب الإمام علی ( ع ) - ج 1 - ص 20 - 21
ثم جمع سبحانه من حزن الأرض وسهلها ، وعذبها وسبخها ، تربة سنها بالماء حتى خلصت . ولاطها بالبلة حتى لزبت  . فجبل منها صورة ذات أحناء ووصول وأعضاء وفصول . أجمدها حتى استمسکت ، وأصلدها حتى صلصلت . لوقت معدود . وأمد معلوم . ثم نفخ فیها من روحه فمثلت إنسانا ذا أذهان یجیلها . وفکر یتصرف بها ، وجوارح یختدمها ، وأدوات یقلبها . ومعرفة یفرق بها بین الحق والباطل والأذواق والمشام والألوان والأجناس . معجونا بطینة الألوان المختلفة ، والأشباه المؤتلفة . والأضداد المتعادیة والأخلاط المتباینة . من الحر و البرد . و البلة و الجمود . واستأدى الله سبحانه الملائکة ودیعته لدیهم وعهد وصیته إلیهم .

"پیچیدگی کاهش ناپذیر" (Irreducible Complexity) عنوان مبحثی است که دانشمندان بر رد فرضیه داروینیسم ها مطرح می کنند.
 به طور خلاصه پیچیدگی کاهش ناپذیر به این معناست که موجودات زنده پیچیدگی ای فوق تصور دارند که در صورت کوچکترین خلل در ساختار آن، موجود دیگر قادر به ادامه حیات نخواهد بود چه برسد به اینکه پس از صدها هزار سال و به وجود آمدن صدها گونه حد واسطِ دیگر از آن، به موجود دیگر تبدیل شود.
به عنوان مثال یک موجود زنده یا باید باله ای کارآمد داشته باشد یا پنجه و انگشتانی منظم. و هر کدام ساختار سلولی و دی ان ای مخصوص به خود را برای ساخت پروتئین های به غایت پیچیده خود دارند. و کوچکترین خللی در ساختار ژنی و ساختار سه بعدی مولکول های پروتئین آن سبب عدم کارایی و مرگ موجود می شود. در مثال فوق باله معلول و یا زائده انگشت مانند باعث مرگ همان جاندار مشخص می شود و به نسل بعدی نمی رسد چه برسد به آنکه نسلش صد ها هزار سال بعد به حد واسط بعدی تبدیل گردد تا پس از میلیون ها سال گونه ای کاملا متمایز حاصل شود!!

فرگشت

کتاب "جعبه سیاه داروین" (Darwin s Black Box) این مطلب را با بررسی موتور تاژک باکتری فلاجلوم اثبات میکند. این موتور علارغم پیچیدگی مولکول هایش اجزای معدودی دارد که کمترین تغییر و نابسامانی در چینش ساختاری آن سبب عدم حرکت تاژک و مرگ تک سلولی می شود.

و همانطور که چالز داروین گفت: اگر نشان داده شود که هر عضو پیچیده­ای، احتمالاً به واسطه تغییرات جزئی، متوالی و بیشماری نمی­توانند شکل گرفته باشد، در این صورت نظریه من کاملاً فرو می ­ریزد. چالز داروین، منشاء انواع

این مبحث و همچنین شواهد فسیلی در چند مستند، همراه با مصاحبه با دانشمندان محقق در این زمینه، در نشانی زیر آمده:
http://www.mostanadnegar.com

تصور کنید روزی از خانه خارج می شوید و شخصی با لباس سیاه سرتا پا پوشیده به شما حمله می کند و با ضربات چاقو مجروحتان می کند پولتان را برداشته و پا به فرار می گذارد. و از همان سمت شخصی با لباس سفید و جعبه کمک های اولیه به سوی شما می دود و در ازای مبلغی زخمتان را می بندد. و دعای خیر شما بدرقه راهش می شود.
پس از آن همسایه شما که همه صحنه را از پنجره بالای ساختمان دیده بود به عیادتتان می آید و می گوید که با چشم خود دیده که هر دو شخص مذکور یک نفر بیشتر نبودند.
اگر مطلب را با دید جزئی نگاه کنیم خب شاید پزشکی که تومور را از مغز فلک زده ما بیرون می کشد نیت خیر داشته و نزد خداوند دارای اجر باشد و در برخی موارد همینطور هم هست. ولی با دیدِ کلی زخم و درمان هر دو متعلق به یک سازو کارند که ما را بازیچه منافع شیطانی خود کرده.
همانطور که در کتاب " تمدن بدلی" اثبات کردیم پزشکی و سایر علوم معیشت از دسترس بشر خارج است و می بایست در چهارچوب مکتب وحی بدان دست یافت.
بله پزشک محترم زحمت کشیده و ما را از شر تومور بدخیم خلاص می کند ولی در حقیقت باید گفت: تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

حضرات زحمت بکشند دروازه دانشگاه و صنعت و زندگی غربی را تخته کنند سرطان خود رخت برمی بندد.
تومور و سرطان زاییده تشدید سودا در اندام های بدن است.
این سودا که غیرطبیعی و خارج از حد نیاز بوده محصول سبک زندگی جدیدی است که دانشگاه و تکنولوژی برایمان به ارمغان آورده. و سرطان، دیابت، ام اس، رماتیسم، آلزایمر، افسردگی، ضعف اعصاب، کمی حافظه، ضعف چشم، بهم ریختگی ترشحات غدد و ... حاصل افزایش سطح این سودای غیرطبیعی است.
نور لامپ، صفحات مانیتور، مواد شیمیایی، امواج و تشعشعات، سم ها، شوینده ها، علف کش ها، تراریخته ها، پلاستیک، سطوح صاف کف و دیوارها، آهن بیش از حد، سیمان، آسفالت، ماشین، زندگی صنعتی، دوری از معنویات و طبیعت و خاک و آفتاب و ... از جمله موارد سودازای غیرطبیعی اند.

بحران آب نخستین و آخرین بحرانی نیست که بارِ کج اسلام غربی در ایران با آن روبروست.
  • شیمی دانان پیش از مدرنیته همگی مسلمان بودند و پس از آن شیمی به دست غرب افتاد.
  • برخی آیات و روایات مؤید و مشوق صنعت هستند.
  • این افکار باعث عقب افتادن جوامع مسلمان از پیشرفت و توسعه می شود.
  • اگر پیامبر صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم بلندگو داشت آیا از آن استفاده نمی کرد؟
  • آیا عدم کسب این علوم و فن آوری آن سبب شکست مسلمانان در جهاد نظامی نمی شود؟
  • یعنی می گویید این قوانین و علوم و فن آوری کشف شده اشتباه اند درحالی که به ما کارآیی می دهند؟
  • قاعده تسخیر رو چه طور در نظر می گیرید؟ بسیاری از تکنولوژی هارو میشه نوعی تسخیر در نظر بگیریم. مثلا ساختن کشتی هم در قرآن به عنوان تسخیر آب گفته شده. خب ساخت هواپیما و رفتن به فضا هم تسخیر آسمانه برای انسان.
  • اگر همه علوم را می بایست از انبیا بگیریم پس چگونه در جریان دفن هابیل، کلاغی معلم انسان می­شود؟ (مائده آیه 31)

اگر تفسیر قول خدا، علم اسلامی را به دست می دهد، تفسیر فعل خدا نیز علمی اسلامی محسوب می شود ...
دانشگاه ها غرق دین هستند ولی توجه ندارند، غفلت دانشگاه در این است که نمی داند در حال بررسی فعل خدا هستند، در فیزیک و شیمی محققان فعل خدا را تفسیر می کنند ...

جلسات شرح کتاب مدرنیته و توهم

(این سخنرانی های بسیار ارزشمند از استاد طاهرزاده صرفا برای نقد مدرنیته در اینجا قرار داده شده و گرایشات فلسفی و تکریم شخصیت منحرف صاحب مثنوی (مولوی) از جانب سخنران ارتباطی به مدیریت سایت ندارد)

    ۱ - ضرورت نقد مدرنیته
    ۲ - ماجرای بی وطنی بشر
    ۳ - آفات توهم معرفتی
    ۴ - چگونگی تولد انسان ابزار ساز
    ۵ - تفاوت علم و تربیت غربی با علم و تربیت دینی
    ۶ - بشر غربی و تحمیل صورت وهمی بر عالم
    ۷ - چگونگی حضور حیات در طبیعت
    ۸ - خدای متافیزیک و غفلت ازخدای انبیا
    ۹ - اولین قدم آزاد شدن از مدرنیته
    ۱۰ - غرب فرهنگی که برای ویرانی است
    ۱۱ - عادات اسلامی و افکار غربی
    ۱۲ - تعارض اسلام با مدرنیته
    ۱۳ - معنی تفکر در فرهنگ اهل البیت 1
    ۱۴ - معنی تفکر در فرهنگ اهل البیت 2
    ۱۵ - چگونگی عبور ازمدرنیته
    ۱۶ - معنی خود آگاهی در عبور از مدرنیته
    ۱۷ - راه کارهای موفقیت در گذر از مدرنیته
    ۱۸ - شاخصه های تمدن جایگزین فرهنگ مدرنیته
    ۱۹ - انگیزه های نقد مدرنیته
    ۲۰ - شهرهای قابل زندگی
    ۲۱ - تمدن پایان پذیر و تمدن بدون پایان
    ۲۲ - اضطرار استفاده از تکنولوژی

در حالی که بسیاری نخبگان! در پی راه حل مشکلات اقتصادی ایران هستند متاسفانه باید عرض کنم برخی از ما نادان تر از آنیم که بفهمیم چرا از اساس باید توسعه اقتصاد داشته باشیم که پررونق باشد یا ورشکسته.

توسعه

کار حکیم انکشاف رازهای طبیعت و آیات الهی است و کار مهندس تحمیل هوای نفس و خیالات خود بر عالم. طبیعت صورت و مسیر خزائن غیب الهی است و انسان مومن با ارتباط صحیح با آن سبب نمایاندن و انکشاف جلوه ها و جمال آیتی آن می گردد ولی علوم جدید به عالم می گوید نظام تو اشتباه است و باید آنگونه باشی که امیال اماره من می طلبد.
ادامه از کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم:
«اِنْ مِنْ شَیءٍ اِلّا عِندَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ اِلّا بِقَدَرٍ مَعلومٍ» یعنی؛ ای آدم‌ها! وقتی شما متوجه باشید پشت پرده ظاهرِ اشیاء، یک حقیقت غیبی وجود دارد و این ظاهر؛ صورتِ آن حقیقت غیبی است، کاری می‌کنید که در تعامل با طبیعت و در تعامل با هر شئ حقیقی، با باطن آن ارتباط برقرار کنید و به جای در حجاب‌بردن طبیعت آن را به انکشاف درآورید، تا رازهای خود را ظاهر سازد.

سه فراز در باب ریاست،وکالت و وزارت زنان


انتخاب یک زن به وزارت  در دولت کنونی و نیز طرح این مساله برای اولین بار از سوی سخنگوی شورای نگهبان در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته که منعی قانونی برای ریاست جمهوری زنان نیز وجود ندارد، بحثهای موافق و مخالفی را مطرح کرد. مقاله زیر نگاهی به تاریخچه طرح موضوع شرکت زنان در انتخابات و سیاست و مصادر اجرایی در ایران داشته و با طرح مطالبی در سه فراز و نتیجه گیری این مساله مورد بررسی قرار می دهد.

چکیده

با اینکه در ساختار عقیدتی جوامع اسلامی کنونی، ایمان به نبوت پذیرفته و با دلایل متقن اثبات می­شود. ولی متأسفانه در سیر علمی و عملی تمدن­سازی، همانند جوامعی تفکر و رفتار می­گردد که کأنه از اساس، نبی و رسالتی نمی­شناسند. اصل بنیان نبوت بر قصور قدرت ادراکی نوع انسان به جهان و عوالم محیطش می­باشد که در این وادی تفاوتی میان امور دنیوی و اخروی نیست. همانگونه که با عقل و ادراکات خود می­فهمیم که مرز احاطه علمی ما نسبت به روح و معاد و امور خُلقی و ... تا کدام حد است. همین نسبت در امور مادی و دنیوی نیز وجود دارد و در تمامی زوایای وجودی جسم و روح انسان جاری ست و با توجه به اینکه امور جسمانی و روحانی انسان با یکدیگر مرتبط و درهم تنیده است هرگز مکتب و روش علمی و فنی­ ای که به علم ناقص بشر متکی است جواز تصرف و ارائه انتظام علمی و ساختار معیشتی و به اصطلاح پیچیدن نسخه در دامنه بایدها و نبایدهای زندگی ایمانی را ندارد. حال اگر بخواهیم در خارج از چهارچوب منطقی مکتب وحی طبابت کنیم یا نظامی برای تغذیه، معماری، نساجی، صنعت و ... ارائه دهیم. در تقابل با مکتب نبوت و وحی ایستاده ایم

عده ‏ای رفع مشکلات را در کنار آمدن در برابر استکبار دیدند. و عده ‏ای گفتند می ‏بایست روی پای خود بایستیم و ما نیازی به اجانب نداریم.
گرایش دسته نخست که آشکار است! اما درباره دسته دوم باید گفت آیا می ‏شود جمله نظامات اداره کشور را بر مبنای تفکر کفر و نظام سرمایه ‏داری بنا کرد و لاف استغنا از جرثومه‏ اش را زد؟! (در مناظرات انتخاباتی سال نود و شش دیدیم چگونه یکی از همان دسته نخست، برجام را بخاطر اینکه داروی مردم را تأمین کرد توجیه می ‏نمود) وقتی مسیر کفر را پذیرفتی آیا می‏شود از آبشخور این فرهنگ معیشتی و نظام حاکم بر اقتصاد و فرهنگِ آن (که نو به نو شدن روزانه، بحران­زایی و نیازآفرینی، جزو لاینفک آن است) بی‏ نیاز شد؟ راه حق و صواب احیای فرهنگ و سبک زندگی اسلام است و آنگاه می‏توان از صلح و داد و ستد با ابلیس، استغنا جست.

با توجه به اینکه متن الگوی اسلامی ایرانی که بسیار خوشبینانه برای سال ۱۴۴۴ ایران نوشته شده هدفی مطلوب و متعالی است چند نکته در اینجا قابل تذکر است.

چه کسانی می بایست این الگو را پیاده سازی کنند؟؟!! حاکمان کودک مغزی که اندیشه لیبرال و سواری دادن به استکبار جهانی دارند؟؟ یا مسئولان فاسدی که جز به منافع شخصی خود فکر نمی کنند؟؟!!

هم اکنون به لطف نظام آموزشی ای که حضرات ناقص العقل بعد 40 سال نتوانستند حتی اندکی اصلاحش کنند ایران به فاحشه خانه ای تبدیل شده که جلوات کثیف آن در صدا و سیما با اینکه فرسنگ ها با حقیقت جامعه فاصله دارد نمایان است.

با اینکه این الگوی سال ۱۴۴۴ همانند اصل جمهوری اسلامی در شرایط فعلی تئوری مطلوبی است. ولی نباید نام اسلام حقیقی را برای آن هزینه کنیم زیرا که همانند نظام حاکمه جمهوری اسلامی تلفیقی از تمدن اسلام و قالب تمدن کفر است.


علم
واژه علم در روایات به معنی science نبوده بلکه معنایی فراتر و متعالی تر از دیدگاه بسته ماده گرایان دارد.
 اگر علم  در ثریا باشد مردانی از سرزمین فارس به آن دست خواهند یافت. قرب الاسناد، ص53،  بحارالأنوار، ج64 ، ص175

ای زلف خونفشان توام لیلة البرات

اختراع و صنعت بر بنیان دانش بشری، مظهر استکبار انسان توهم زده در برابر ربوبیت خالق حکیم است.

تکنولوژی



ساحران فرعون به گونه‏ ای قوه خیال و چشمان حضار را جادو کردند که آنان به این توهم افتادند که ریسمان‏ ها به تندی حرکت می‏کنند.