تمدن بدلی ( نقد مدرنیته ، علوم غربی و تکنولوژی )

قدمی برای نجات از چنگال شیطانی مافیای نظام آموزش و پرورش کشور

تمدن بدلی ( نقد مدرنیته ، علوم غربی و تکنولوژی )

قدمی برای نجات از چنگال شیطانی مافیای نظام آموزش و پرورش کشور

مشخصات بلاگ
تمدن بدلی ( نقد مدرنیته ، علوم غربی و تکنولوژی )

علوم جدید و تکنولوژی، مختص سبک زندگی ماده گرایی غرب بر محور تفکر اومانیستی است که محرّک آن نظام سلطه و سرمایه می باشد و مسلمانان نباید نظام آموزشی خود را بر اساس این علوم قرار دهند.

آخرین نظرات
پیوندها

تمام سعی مدرنیته و علوم جدید غربی، تنظیم جهان با نظم ریاضی است.

مدرنیته

از مشهورترین و در عین حال بی اساس ترین حرف های پذیرفته شده در روزگار ما این باور است که: «تاریخ آدمی با جهالت و بساطت و غار نشینی و نوعی توحش آغاز شده و در یک سیر تدریجی به مدد تفکر و اندیشه و تجربه رو به ترقی و تکامل نهاده است ...

 

نور انواع لامپ در تقسیم بندی طبایع در طب الهی در زمره انوار سرد مصنوعی و مولد رسوبات سودا (سرد و خشک) می باشد.

مدرنیته

 

زخم ازو ، نشتر ازو ، سوزن ازو

ما و جـوی خـون و امـیــد رفـــو

پزشک


تصور کنید روزی از خانه خارج می شوید و شخصی با لباس سیاه سرتا پا پوشیده به شما حمله می کند و با ضربات چاقو مجروحتان می کند پولتان را برداشته و پا به فرار می گذارد.

از برکات جانشینی سیمان و آهن آلات و ... بجای مصالح سالم و طبیعی (خشت و کاهگل و ... ) بالا رفتن میانگین سن صاحبخانه شدن از حدود 17 سالگی به بالای 45 سالگی ست.

و از عمده برکات مشاغل صنعت زده مدرن افزایش سن اشتغال از اواخر نوجوانی به بالای 30 سالگی ست.

آثار مخرب علوم و تکنولوژی غرب به تحصیلات بی فایده و مفاسد اخلاقی ناشی از این اطاله تحصیل، و اقتصاد شکست خورده منحصر نمی شود.

عدم رشد شخصیتی و تأخیر در بلوغ عقلی انسان از جمله آسیب های زندگی مدرن در ساز و کار نظام آموزشی غربی است.

در صورتی که شخص در شرف بلوغ جوانی خود، بداند که مسکن او بدست خودش مهیا خواهد بود و اقتصاد و معیشتش براحتی با مشاغل مناسب تکوین و شرع، تأمین است برای ارضای عواطف و غرایز خود جز به تشکیل خانواده نمی اندیشد و همچنین دوشیزگان آن جامعه جز برای وظایف همسرداری و مادری تربیت نمی شوند.

مجموع این استقلال مالی و اشتغال، در کنار آموزش های مناسب علوم دینی، مسبب رشد عقلانیت آن جوان می گردد. و بر آن مبنا ازدواج و تشکیل خانواده در سنین 16 - 17 سالگی امری خام نبوده و مستعد اختلافات بنیادی و طلاق نخواهد بود.

اگر کلام افرادی که از ازدواج در سنین پایین انتقاد می کنند را بپذیریم باید قبول کنیم که بشر مدرن نوعا تا 60 - 70 سالگی از کودکی خارج نمی شود و در نتیجه مجرد ماندن بهترین نسخه برای او خواهد بود.

کودک همسری

مدرنیته کلافی عنکبوتی و در هم تنیده است که اگر در دام نخستین رشته آن بیافتی، برای نجات، رشته های دیگرش را به تو توصیه می کند تا جمیع زوایای طعمه خود را بپیچد!

 
یکی دیگر از دام­ های غرب برای ورود فرهنگ ماده ­گرایی به جهان اسلام، تطهیر علوم اومانیستی با انتساب آن علوم به مسلمانان و اعطای این مدال افتخار به اسلام است که در این مسیر مدیون فرهنگ اسلام و تعالیم بزرگان آن هستند. و اینکه غرب راهی را می­ پیماید که ادامه و تکامل! سیر علمی موجود در شریعت اسلام است.
شیمی
همانگونه که تفکرات، دکارت و مارکس و نیچه و فروید و ... در برابر تعالیم انبیاء جلوه ای ندارند و آمیخته به اباطیل هستند، علم نیوتن و مندلیف و تامسون و انیشتن نیز چنین است.
 
در بینش توحیدی تنها آن معلَّم الاسماء کلها ست که شأنیت اشیاء را کامل می داند و  هر گونه علم ناقص و آلوده به جهل و هوای انسان چون واقف به جمیع جهات و زوایای عالم و بواطن آن نیست به جای اصلاح جهان جز تخریب چیزی به دنبال ندارد.
آنچه را گنجش توهم کرده ای - از توهم گنج را گم کرده ای
  • علی رضا
براساس معارف قرآن کریم، مخلوقات عالم ماده، ملکوت و اسراری دارند که بواطن و ملکوت آنها به سوی خداوند متعال است و این طرف تنزل یافته خلقت، آیات و نشانه هایی از خالق حکیم بشمار می روند.
در حالی که سازه ‏های بشری، باطنی در حد توهمات سازنده خود دارند.
حال اگر‏ این ‏آیینه‏ های ملکوت الهی تخریب شود، انسانی که تربیت شده جهانی پر از صور خیالی که ارتباط با باطن هستی ندارد، باشد چه انسانی خواهد بود و چه خُلقیاتی خواهد داشت؟
از آنجا که نفسانیت، مبنا و انتهایی ندارد و مقصدش سراب و ظلمات بی انتها ست، تمدنی که بنیانش بر نفسانیت باشد بنیان و سرانجامی ندارد.
در واقع انسان مدرن در بستر معیشتی زیست می کند که منقطع از عالم قدس و فرورفته در اختراعات برآمده از جهل و تمایلات نفس اماره ای ست که قائم به حقیقت توحیدی نیست.

زمانی این تفکر بوده که مارکسیست، علمی در اقتصاد و مشی زندگیست و نه ایدئولوژی ای در برابر دین الهی. و ما می بایست مسلمانی مارکسیسم باشیم هم اکنون هم اینطور جا زدند که فیزیک و شیمی، پزشکی و ریاضی و سایر علوم غربی و فن آوری های آن، علوم و سبک صحیح زندگی هستند و برای زندگی بهتر و رفاه می بایست مسلمان شیمیدان و ریاضیدان و امثالهم شویم.

مدرنیته

نمونه اول با انقلاب اسلامی در ایران و سپس با فروپاشی شوروی دوام و پایگاه عملی گسترده ای پیدا نکرد ولی فریب لیبرالیسم و مافیای جهانی ثروت و قدرت در نمونه دوم آنقدر پیچیده است که به راحتی نمی توان مشت او را باز و سودای پسا پرده توسعه را رسوا کرد.

دانشگاه از ابتدا خودش را به عنوان یک دین و ایدئولوژی مطرح نکرد بلکه خودش را به عنوان علم و روشی خنثی که در خدمت هر جهان بینی ای می آید عرضه داشت.

در واقع ابزار اصلی توسعه، بازی با قوه خیال انسان است. به همین دلیل است که دوامی بیشتر از سایر مکاتب مادی داشته و فریب و معمای آن به راحتی فاش نمی شود.

"پیچیدگی کاهش ناپذیر" (Irreducible Complexity) عنوان مبحثی است که دانشمندان بر رد فرضیه داروینیسم ها مطرح می کنند.

فرگشت


 

بحران آب نخستین و آخرین بحرانی نیست که بارِ کج اسلام غربی در ایران با آن روبروست.
  • شیمی دانان پیش از مدرنیته همگی مسلمان بودند و پس از آن شیمی به دست غرب افتاد.
  • برخی آیات و روایات مؤید و مشوق صنعت هستند.
  • این افکار باعث عقب افتادن جوامع مسلمان از پیشرفت و توسعه می شود.
  • اگر پیامبر صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم بلندگو داشت آیا از آن استفاده نمی کرد؟
  • آیا عدم کسب این علوم و فن آوری آن سبب شکست مسلمانان در جهاد نظامی نمی شود؟
  • یعنی می گویید این قوانین و علوم و فن آوری کشف شده اشتباه اند درحالی که به ما کارآیی می دهند؟
  • قاعده تسخیر رو چه طور در نظر می گیرید؟ بسیاری از تکنولوژی هارو میشه نوعی تسخیر در نظر بگیریم. مثلا ساختن کشتی هم در قرآن به عنوان تسخیر آب گفته شده. خب ساخت هواپیما و رفتن به فضا هم تسخیر آسمانه برای انسان.
  • اگر همه علوم را می بایست از انبیا بگیریم پس چگونه در جریان دفن هابیل، کلاغی معلم انسان می­شود؟ (مائده آیه 31)

 •    ... مگر رسالت اسلام طب بوده است؟

با توجه به فتاوی ای همانند احکام آلودگی هوا و مصرف تراریخته، بهتر نبود علما قبل از ورود کارخانه ساخت و تولید اتومبیل و مدارس غربی، جلوی ضرر معتنابه را می گرفتند!

تعمیم "اصالة الاباحة" به همه احکام مستحدثة بدون استفاده از "قاعده لا ضرر"، غیر عقلانی ست.

و استفاده از "قاعده لا ضرر" در "مسائل حکمیة"، نادیده گرفتن برهان "نبوت عامه" خواهد بود.

آیا بهتر نبود علما، در صورت استفاده حکمی از "اصالة الاباحة" آنرا صرفا در احکام و مسائلِ عصر صدور این اصل جاری می دانستند و نه در مسائل مستحدثه حتی تقوم الساعة!

 

عشق بیماری روانی و ناشی از غلبه سوداست و زیر مجموعه ای از وسواس طبقه بندی می شود و اینکه دریا، غروب و پاییز آن را تشدید می کند ناشی از سودا بودن آن است. آنچه مثبت و الهیست محبت است از ریشه حب و روییدن که انسان را افسرده و متوهم نمی کند بلکه باعث رشد و تعالی انسان می شود و دین چیزی جز حب نیست، محبت انسان به کمال و جمال ازلی. در قرآن کریم واژه حب آمده نه عشق. واژه حب از روییدن است و عشق از خشک شدن و نابودی.

از امام صادق علیه ‏السلام درباره عشق پرسیدم، فرمودند:
آن‏ها قلب‏ هایی هستند که از ذکر خداوند تهی گشته‏ اند، پس خداوند آن‏ها را به محبت غیر خود گرفتار کرده است.

عشق

ابن سینا می گوید: هذا مرض وسواسی شبیه بالمالیخولیا.
در لغت نامه دهخدا در توضیح واژه عشق آمده است: مرضی است از قسم جنون که از دیدن صورت حسن پیدا می شود، و گویند که آن ماخوذ از عَشَقه است و آن نباتی است که آن را لبلاب گویند، چون بر درختی بپیچد آن را خشک کند، همین حالت عشق است بر هر دلی که طاری شود صاحبش را خشک و زرد کند.

ذهن شخص وسواسی که ملهم از شیاطین است ارضای روان شخص مبتلا را نسبت به تکرار اعمالی غیرمنطقی مشروط میکند بطوری که بیمار، نجات دروغین خود را منحصر در ارتکاب آن عمل و یا پرداختن مکرر به آن فکر می بیند.

جوان مبتلا به مرض عشق هم نجات تصویر شده از جانب نفس را در رسیدن به شخص واحدی می انگارد کانه غیر آن کمالات در عالم وجود ندارد و نرسیدن به معشوق حالت روانی او را تشدید می نماید. و معشوق را بزرگ و بزرگتر می انگارد. در حالی که شخص موحد زمام امورش را به رب العالمین سپرده و نرسیدن و نبودن قضای الهی در وصلتی خود یکی از عوامل دل کندن و خالی نمودن فکر از ادامه مسیر خواهد بود.

برای تشخیص عشق بیمارگونه و محبت الهی، آنچه فرد را افسرده کرده و باعث ناراحتی او نسبت به تقدیر می شود و مزاحمتی با عبودیت شخص و آرامش روان و فکر راحت او دارد نشانه شیطانی بودن افکار، و آنچه مسبب انبساط و وسعت قلب است نشان الهی بودن می باشد.

ادامه مقاله ای ست تحت عنوان "جدال دروغین عقل و عشق" از نشریه سمات

پرسش:

بسیاری از تکنولوژی ها رو میشه نوعی تسخیر در نظر بگیریم. مثلا ساختن کشتی هم در قرآن به عنوان تسخیر آب گفته شده. خب ساخت هواپیما و رفتن به فضا هم تسخیر آسمانه برای انسان.

هواپیما

سید حسین نصر مدرنیته را به خروس رنگارنگ نیمه سربریده ای تشبیه می کند که سریع و بیهوده به هر سو می جهد.
مدرنیته
 
 

جاهل، شیفته جلوات و جنبش آن است و شخص آگاه، منتظر به خاک افتادن عنقریب خروس.

 

شکست و افول، در ذات فن آوری و بالکل نظام مدرن اداری و معیشت غربی نهفته است و جز انسان های نادان، مسحور رنگ ها و تکاپوی ظاهری آن نمی شوند.


 

سبک زندگی جامعه اسلامی می بایست در جمیع زوایا، عبودیت ذات مقدس پروردگار عالم و در بستری توحیدی مرتبط با ملکوت هستی باشد و تکنولوژی نقطه حداکثری لذت جویی و دست و پا زدن انسان مادی در منجلاب جهان ماده در بستری منقطع از عالم قدس و ساخته شده بر مبنای نفسانیات و جهل بشری ست.
فهم این مطلب برای کسی که ارتباطی با توحید و عالم قدس دارد و فطرتاً تفاوت جمال و تجمل را درک می کند آسان است.

اى مردم، به زودى زمانى بر شما مى رسد که اسلام واژگونه گردد همچو ظرفى که با محتویاتش واژگون شود.. (نهج البلاغه خطبه103)
علم
واژه علم در روایات به معنی science نبوده بلکه معنایی فراتر و متعالی تر از دیدگاه بسته ماده گرایان دارد.

در حالی که بسیاری نخبگان! در پی راه حل مشکلات اقتصادی ایران هستند متاسفانه باید عرض کنم برخی از ما نادان تر از آنیم که بفهمیم چرا از اساس باید توسعه اقتصاد داشته باشیم که پررونق باشد یا ورشکسته.

توسعه

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند:

کَما تَکُونُوا یوَّلی عَلَیکُم.

هر طور باشید همانگونه بر شما حکومت می شود.

نهج الفصاحه. ح 2182


کار حکیم انکشاف رازهای طبیعت و آیات الهی است و کار مهندس تحمیل هوای نفس و خیالات خود بر عالم. طبیعت صورت و مسیر خزائن غیب الهی است و انسان مومن با ارتباط صحیح با آن سبب نمایاندن و انکشاف جلوه ها و جمال آیتی آن می گردد ولی علوم جدید به عالم می گوید نظام تو اشتباه است و باید آنگونه باشی که امیال اماره من می طلبد.
ادامه از کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم:
«اِنْ مِنْ شَیءٍ اِلّا عِندَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ اِلّا بِقَدَرٍ مَعلومٍ» یعنی؛ ای آدم‌ها! وقتی شما متوجه باشید پشت پرده ظاهرِ اشیاء، یک حقیقت غیبی وجود دارد و این ظاهر؛ صورتِ آن حقیقت غیبی است، کاری می‌کنید که در تعامل با طبیعت و در تعامل با هر شئ حقیقی، با باطن آن ارتباط برقرار کنید و به جای در حجاب‌بردن طبیعت آن را به انکشاف درآورید، تا رازهای خود را ظاهر سازد.

پسر و دختر از نوجوانی و جوانی مبتلا به استمنا و لواط و زنا و تجرد و مشکلات روانی و ... اند و همچنین مشغول خواندن الگوریتم و حساب دیفرانسیل و فیزیک هالیدی و شیمی مورتیمر و اشعار ادبی و تعلیمات اجتماعی و هزار مزخرف بی انتهای دیگر که شیاطین غربی در خواب زمستانی حکما غالبمان کرده اند.

کأنه کسی بیدار نیست.

ولی تغییر تصویر یک کتاب درسی اینقدر صدا می کند!

 

 

یک نفر بنده را توجیه کند

 

راعیان ز پای بست ویرانند - ابلهان فکر نقش جلدانند

رسول اکرم (صلی‌ الله‌ علیه‌ و‌آله‌ و سلم) فرمود: هرگاه دیدید که قرآن‌ ها، جامه‌ ای زیبا بر تن کرده‌ اند و مساجد، زینت یافته‌ اند و مناره‌ ها، قد برافراشته‌ اند و قرآن، با آواز خوانده می‌ شود و مسجد ها، گذرگاه قرار گرفته‌ اند، مؤمن در آن روزگار، از گوگرد سرخ، کمیاب‌تر خواهد بود. آری! مساجدشان آذین‌بندی و جسمشان پاکیزه؛ اما دل‌هایشان از مردار، بدبوتر است. روضة الواعظین

 

از جمله بدعت های عصر غیبت، تغییر در معماری مساجد است که بسیار از شکل مورد رضای خداوند سبحان و سفارش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فاصله گرفته.

حضرت آیت‌ الله حائری شیرازی در گفتگوی تفصیلی چکیده‌ ای از مبانی پول و بانک را به‌ زبان ساده طرح کردند. وزن علمی ایشان در مقوله پول و بانک چنان است که نظرات ایشان توسط نشریه معتبر «اکونومیست» مورد توجه قرار گرفت.
وی در کتاب ( پول رایج جهانی و احیای پول اسلام )، به ذکر 10 مورد از تناقضات و مشکلات اساسی پول فعلی که مبتنی بر «اعتبار» است اشاره کرده و در کتاب دیگر ( در اسلام پول نباید کار بکند ) جایگزینی را برای پول رایج پیشنهاد می‌کند.

از رسول خدا صلى الله علیه وآله نقل شده: زمانی خواهد آمد که مردمان همه رباخوار می شوند و اگر کسی نخورد غباری از ربا بر او خواهد نشست - مستدرک الوسائل

اگر از برخی حضرات پرسیده شود گرفتن و دادن سود به بانک ربا ست یا خیر، آنقدر مطلب را می پیچانند و اما و اگر هایی ناموجود را مطرح می کنند که سوال کننده گیج می شود.

 

در حال حاضر معاملات بانکی به اسم وکالت و محاسبه سود قطعی و علی الحساب انجام می شود تا از حالت ربا خارج شود.

بطور خلاصه مفهوش اینست که بانک به عنوان وکیل مبلغی پول ماهیانه به سپرده گذار به عنوان سود علی الحساب می دهد و در پایان سال محاسبه سود قطعی از کارکرد سرمایه صورت گرفته و سپس زیاد یا کمش رد و بدل می شود.

بطور مثال اگر کسی مبلغی نزد بانک بگذارد با محاسبه سود 20% ماهیانه سودش به او پرداخت می شود. در آخر سال اگر آن سرمایه 25% سودآوری برای سپرده گذار داشت 5% باقی مانده به وی پرداخت و اگر 15% بود آن 5% از پولش کم می شود.

ولی در واقع هرگز این ساز و کار در نظام بانکی به اعتراف خودشان و آنچه عیان است انجام نمی شود و به دلیل پیچیدگی قابل انجام هم نیست و تا به حال هم ندیده ایم که جایی تحقق خارجی داشته باشد.

بنابراین سود بانکی همان حکم ربا را خواهد داشت.

پیامبر صلی الله علیه و آله: إن الله عز وجل لعن آکل الربا وموکله وکاتبه وشاهدیه - امالى صدوق

خداى عزوجل رباخوار و ربا دهنده و نویسنده و شاهد بر آن را لعنت کرده است.
 

در دو قسمت گذشته به بحث غنا ( آوازه خوانی ) پرداختیم در این قسمت مبحث موسیقی ( ابزار نوازندگی ) را بررسی می کنیم.

روایات معتبری در حرمت موسیقی وارد شده.

معتبره محمد بن مسلم:

قال رسول الله صلی الله علیه و آله : ان الله تعالی بعثنی رحمة للعالمین و لأمحق المعازف و المزامیر و أمور الجاهلیه و أزلامها و أحداثها.

رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: خداوند تعالی مرا مبعوث فرمود رحمتی برای جهانیان و تا ابزار و آلات نوازندگی و نغمات و آهنگ ها و امور جاهلیت و قمار و بدعت های جاهلی را محو کنم.

روایت سند خوبی دارد و دلالت آن بر حرمت موسیقی کافی و تام است و نابودی ابزار موسیقی در ردیف هدف بعثت آمده.

روایت دیگر معتبره فضل بن شاذان است که اشتغال بالملاهی را گناه کبیره بر می شمرد.

ایشان باز هم در این باره قیود لهوی و صاد عن سبیل الله بودن را مطرح می کند که از پایه اشکال وارد است. ایشان می گوید آلات ملاهی حرام است یعنی اگر استفاده لهوی شد حرام می شود.

سؤال اینست از کجا وجود استفاده غیر لهوی ثابت شد؟!

شما خودتان برای این ابزار شأنیت غیر لهوی قائل می شوید و سپس خودتان استثنا می کنید. از کجا همه آنچه شما غیر لهوی می دانید نزد خداوند لهو نباشد؟ حضرت استاد آیا این احتمال را نمی دهند که منظور روایات این باشد که لهویت جزو لاینفک آلات موسیقی ست؟

روایت دیگر موثقه سکونی ست که امام صادق علیه السلام می فرماید رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود شما را از رقص و نی و تنبک و طبل ها نهی می کنم.

ایشان باز می فرمایند چون مواردی هست که لهوی نیست مثل زورخانه و طبل برای تهییج جهاد، پس روایات اطلاق ندارد.

از کجا تنبک زدن در زورخانه هم حرام نباشد؟! و از کجا که نواختن (با نت و آهنگ) طبل برای تهییج جهاد هم حرام نباشد. همانطور که قبلا گفته شد موسیقی زیر و بم هایی ست که درون انسان را پایین و بالا می کند بدون آنکه تحولش حقیقی باشد. همانند کسی که با مخدرات به فضا می رود!! آیا شایسته است مؤمن با نت و آهنگ برای جهاد تهییج شود؟!

حال اگر می شود از درخت انگور استفاده حلال برد آیا ممکن است پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بفرماید من مبعوث شدم تا درختان انگور را از ریشه بکنم؟!!

 

 

آیت الله خامنه ای:

... هنر موسیقی، تلفیقی از دانش، اندیشه و فطرت خداداد است؛ که مظهر فطرت خدادادی در درجه اول، حنجره انسان ها و در درجه دوم ساز ها است که به دست انسان ها ساخته شده است. پس می بینید که پایه، پایه ی الهی است. ...

... این هنر ساخته و پرداخته نعمت های الهی را، که بر اساس یک ذوق و قریحه ذاتی و یک نظم و انتظام خردمندانه شکل می گیرد و در واقع جان دادن به بی جان هاست، در راه خدا و رضای او مصرف کنید.

 

نقد فتوای آیت الله خامنه ای در باب غنا و موسیقی - بخش دوم

 

استنباط یک فقیه اگر در رأس نظام و رهبریت امت باشد تاثیر بسیار زیادی بر فرهنگ جامعه خواهد گذاشت.

رهبری در سلسله دروس خارج خود بحث غنا و موسیقی را به تفصیل بیان کرده اند و نتیجه ای که از این بحوث فقهی اخذ شد تفکیک غنا و موسیقی، به دو قسم حرام و حلال بود. از نظر ایشان موسیقی و غنا مطلقا حرام نیست و سه قید برای آن بیان کرده اند. در قسمت نخست دو قید را از آیه 6 سوره لقمان بررسی کردیم و اشکال وارده این بود که اینها اوصاف غنا هستند نه قیود آن.

آیه بعدی مورد استناد، آیه 30 سوره حج می باشد.

روایات تفسیری ذیل این آیه هم  دلالت بر حرمت غنا دارند.

... فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور

... از پلیدیهاى بت ها اجتناب کنید! و از سخن باطل بپرهیزید

روایات معتبره بیان می دارد که از مصادیق " قول الزور " ( سخن باطل ) همان " غنا " ست.

که ایشان باز هم قید سومی را مطرح می کنند و آن هم " زور " است. یعنی هر غنایی حرام نیست بلکه باید آن غنا زور ( باطل ) باشد.

در حالیکه امام معصوم علیه السلام به صراحت می فرماید از غنا که همان " قول الزور " است اجتناب کنید یعنی باطل بودن صفت غنا ست. به عبارت دیگر هر غنایی " قول الزور " است نه اینکه دو نوع غنا داریم غنای زور و غنای غیر زور.

 

 ✔ نقد فتوای آیت الله خامنه ای در باب غنا و موسیقی - بخش اول

 

کتاب درسنامه غنا و موسیقی متن  دروس خارج فقه رهبر انقلاب  آیت الله خامنه ای

 

این مجموعه، دروس مفصلی در استخراج حکم غنا و موسیقی می باشد.

به کسانی که تمایل دارند از سیر استخراج و استنباط حکم موسیقی و غنا از قرآن و فرمایشات اهل بیت صلوات الله علیهم مطلع شوند پیشنهاد می کنم حتما این کتاب را مطالعه کنند.

از مزایای کتاب جامع بودن آن در آوردن همه ادله موجود، آیات و روایات و نقد و بررسی مفصل آنان می باشد.

از آنجا که اینجانب به نتیجه گیری نهایی از این سیر تحلیلی نقد دارم موارد اشکال خودم را بطور خلاصه مطرح میکنم.

حرمتِ فی الجمله غنا و موسیقی کاملا واضح و بدون تردید است.

رهبر بیان می دارد: عبارت غنا در روایات را نباید ترجه لغوی (ترجیع و تحسین صوت) کرد بلکه باید دید مفهوم اصطلاحی آن در عرف آن زمان چه بوده.

و این کاملا مورد قبول است.

بر اساس این مبنا، غنا در روایات به مفهوم هر ترجیع و تحسین صوت نیست بلکه به معنی آوازه خوانی خواهد بود.

تا اینجا قبول

از مطالعه و بررسی ادله روشن می شود غنا (آوازه خوانی) مطلقا حرام است ولی رهبر 3 قید را از آیات قرآن و روایات مطرح می کند.

1- لهوی بودن

2- مضل عن سبیل الله بودن

3- باطل بودن در مقابل حق

 

آیه محوری مورد استناد این است:

ومن الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبییل الله بغیر علم ویتخذها هزوا اولئک لهم عذاب مهین

و بعضى از مردم سخنان بیهوده را مى‏خرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و آیات الهى را به استهزا گیرند براى آنان عذابى خوارکننده است!

که در روایت معتبر، از مصادیق آن را غنا دانسته اند.

ایشان می گویند که لهو بودن و مضل عن سبیل الله بودن قیود غناست

یعنی هر غنایی حرام نیست بلکه باید لهوی و مضل باشد.

درحالیکه امام معصوم علیه السلام "لهو الحدیث لیضل عن سبییل الله بغیر علم" را غنا می داند یعنی هر غنایی این خصوصیات را دارد نه اینکه اینها محدد و مقید دامنه غناست. در واقع ذات غنا لهوی ست مضل عن سبیل الله.


سپس ایشان ملاک تشخیص لهوی بودن را عرف می دانند که مشکل بودن و پیچیده بودن آن واضح است.

آیا این مسبب لغزیدن جامعه به سوی غنا و وضع فعلی نمی شود.

در حالیکه به نظر حقیر، اطلاق حرمت آوازخوانی و آلات موسیقی از آیات و روایات واضح است.

 

متاسفانه سیطره رسانه ای ایجاب می کند عده ای که دارای تخصص لازم نیستند بر منبر موعظه عوام بنشینند. خانم اندیشه فولادوند در برنامه دورهمی تبلیغاتی راجع به موسیقی ارائه دادند که در این مطلب به آن می پردازیم:

خانم اندیشه فولادوند: اثبات شده موسیقی کلاسیک مخصوصا موتزارت، روان انسان و نورن های مغزی را ترمیم می کند !
آقای مدیری: لطفا باخ و ... موتزارت گوش کنید نمی دونید چه می کنه با مغز !!

بحث کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران بحثی ست که مدتها در مجامع متعدد مطرح میشود در اینجا لازم دیدم نکاتی در این باره مطرح کنم.


در ابتدا باید گفت که بحث کارآمدی یا عدم کارآمدی نظام حاکم در ایران از اساس بی معنی ست. جمهوری اسلامی بجز در موارد منحصری، نظام خاصی برای مدیریت معیشت و حکومت ارائه نکرده تا سبک و سیاقش مورد نقدی جدا از سایر نظامات کشور های جهان قرار گیرد. بلکه همان الگوی سکولار غرب را برای حکومت و اداره کشور در پیش گرفت.
در واقع ما می بایست، یا درباره کارآمدی اسلام بحث کنیم یا مدرنیته. در آن ابعادی که جمهوری اسلامی الگوی حکومتی اسلام را در پیش گرفته (مانند جنبه نظامی و مبارزه با استکبار) حتما کارآمد بوده و خواهد بود و در آن مواردی که مدرنیته و نظام مادی غرب را مد نظر داشته (همانند نظام توسعه و فناوری و اقتصاد و ...) نه تنها جمهوری اسلامی بلکه هر نمونه حکومتی در جهان باشد، ناکارآمدی در ذات آن خواهد بود.

خطبه نماز جمعه 27 دی 1398: ... وحدت علمای دین، راه‌حل‌های اسلامی برای سبک زندگی نوین اسلامی را کشف میکند. همکاری دانشگاه‌های ما علم و فنّاوری را ارتقا بخشیده، زیر‌بنا‌های تمدّن جدید را خواهد ساخت.

اگر ایشان امام امت، نائب امام زمان بر روی زمین، سایه معصوم، انسان کامل! و (نستجیر بالله) علی زمان! هستند که هیچ! اما اگر همانطور که بنده شناختم، آیت الله خامنه ای مجتهد و فقیه صالحی ست که در زمان ما شرایطش از سایرین اجمع بوده سؤال خودم را مطرح کنم:

سؤال:

آیا ایشان فراگیری علوم دانشگاهی غرب و فناوری را برای ایجاد تمدن اسلامی تجویز می کنند؟

اگر در این تمدن جدید فوق الذکر، همان مسیر فناوری غرب تجویز شود، چه تناسبی با تمدن اسلامی، و چه تفاوتی با تمدن ماده گرایی غرب خواهیم داشت؟

اسلامی که ما در این چند دهه جمهوری اسلامی شناختیم اسلامیست که در جهاد و راندن طواغیت و دشمنان، ید بیضایی دارد ولی بعد مکناهم فی الارض، حرفی برای گفتن ندارد!

اللهم عجل لولیک الفرج

اقتصاد مدرن هرگز اکثریت رو مرفه نمی کنه.

 

 

جلوات خروس

ژاپن؛ اندکی از عاقبت تکنولوژی

 

ابتدای ورود وسایل مدرن، تلویزیون و ماشین و ... عده ای متذکر مفاسد این مظاهر دین جدید شده بودند علمایی که آنچه دیگران اکنون هم در آیینه نمی بینند آن زمان در خشت خام می دیدند. ولی عده ای با نگرش سطحی این ابزار آلات را در جهت توسعه مبانی اسلام و رفاه! پذیرفتند.

آن بزرگواری که برای رساندن صدای خودش گفت " بوغ شیطان را بیاورید " متوجه نبود که با استفاده از بلنگو، شریعتی غیر از اسلام بنا می گذارد. ایشان نمی دانست که اگرچه آوردن بلندگو یک دقیقه طول می کشد ولی تبعاتش در نسل های بعد، 15 سال میانگین سن ازدواج را بالا می برد و حداقل 30 سال توان مسکن دار شدن خانواده ها را و همینطور دغدغه ها و مصیبت هایی که از قبل فناوری بر جامعه تحمیل می شود. تحصیل و اشتغال و مسکن و ... اعتیاد و طلاق و مفاسد جنسی و بلوغ زود رس و بیماری ها  و .... حالا علما هزار سال بروند پشت بلندگو فریاد بزنند که جوانها تقوا پیشه کنید ! دختران و پسرانی که تا رسیدن به سن ازدواج همه کار کرده اند!!

هم اکنون که عده ای دم از کشاورزی مدرن می زنند کوته فکرانی هستند که نمی دانند ساخت هر قطعه از ماشین خیل کثیری از کشاورزان را به تعطیلی مزارعشان و سرگردانی جوانی ها در دانشگاه ها و بیگاری در صنایع و ... می کشاند. که حضرات نخبه !! این هزینه های اقتصادی و اجتماعی را در محاسبه میزان بهره وری، محاسبه نمی کنند.

  

«اگر شما علاقه دارید به اسلام، علاقه دارید به کشور، علاقه دارید به ملت خودتان، این دستگاهی که دست شما هست ـ همه‌ دستگاهها که نمی‏توانند همه دخالت بکنند ـ هر کسی آنجایی که دارد، این دستگاهی که دست شماهاست این دستگاه را اصلاحش کنید؛ یعنی غربی نباشید، غرب‏زده نباشید، که حتماً باید بین این خبر و این خبر، موسیقی باشد، این غرب‌زدگی است، یک طرح دیگری درست کنید، یک چیز دیگری. اخبار را زیادترش کنید، یک کارهایی بکنید که موسیقی را ترکش کنید. شما خیال نکنید که موسیقی یک چیزی است برای یک مملکت مترقی. موسیقی خراب می‏کند دِماغ بچه‏ های ما را؛ مغز بچه ‏های ما را فاسد می‏کند. دائماً تو گوش یک جوان موسیقی باشد، این دیگر به کار نمی‏رسد؛ این دیگر نمی‏تواند فکر جدی بکند.»
بیانات امام خمینی (ره) در دیدار با کارکنان صدا و سیما 28/04/1358.

 

 

موسیقی و ریاضی

زیر و بم توهم

تأثیر موسیقی بر اعصاب و روان

در زمانی که متاسفانه برخی بزرگان دم از تئوری ژاپن اسلامی میزنند باید متذکر شد که از لوازم اقتصاد شکوفا و زندگی در رفاه، تولید و برکت در مال است حال آنکه در چهارچوب زندگی صنعتی امکان تولید انبوه برای تک تک افراد وجود ندارد زیرا که برای بدست آوردن ثروت در این سبک معیشت می بایست اکثریتی کارگر و مصرف کننده فدای اقلیتی سرمایه دار شوند و علاوه بر آن برکت و کسب مایحتاج هرگز در محیط مصنوعی مدرن میسر نخواهد شد.

همانطور که گفته شد تکنیکی و مدرن کردن سبک معیشت هرگز به رفاه اکثریت نمی انجامد و اگر جوامعی علارغم پذیرفتن معیشت مدرن سرمایه دار و مرفه بودند یا به دلیل انباشت سرمایه دوران استعمارشان است و یا به قیمت برده کشی از اکثریتی داخل و یا خارج از جمعیت آن کشور تمام می شود. به عنوان نمونه برخی ژاپن را به عنوان کشوری معرفی می کنند که با وجود صنعتی شدن و زندگی مدرن، به رفاه رسیده! حال آنکه از وضعیت بیکاری و برده انگاری شاغلان آن کشور بی خبرند.

پایان ساعت کار در ژاپن

 

فیلم اول: واقعیاتی باورنکردنی از ژاپن که از دید ما سانسور می‌شود!

فیلم دوم: از صف‌های بدون انتها چه می‌دانید؟


زندگی فقرای فراموش شده ژاپن، روی دیگر سکه‌ای است که تابحال آن را ندیده‌اید. اختلاف طبقاتی در کشور ژاپن بسیار شدید است.

ژاپن کشوریست که در آن دو پدیده‌ مردم فراموش شده و محله‌های کثیف را کنار مدیران کمپانی‌های مولتی میلیاردر و برج‌های گران قیمت، می‌بینید.

 

 

به کسانی که به ایجاد تمدن اسلامی در چهارچوب تفکرات حاکم امید دارند باید عرض کنم؛ مدرنیته یک ایدئولوژی و دین است که علوم دانشگاه و فن آوری ها، شرایع آن دین هستند و شریعت مدرنیته با شریعت اسلام قابل جمع نیست.

با التزام به مناسک کفر و ماده گرایی امکان تحقق تمدن الهی وجود ندارد.

 

مدرنیتهمدرنیته

نابغه فیزیک که عمر گرانبها را مشغول تجزیه و تحلیل گوشه ای از جزئیات عالم ماده کرد، هنگام حس کردن نفس های مرگ اعتراف میکند که تمام عمرش را هدر داده !

اینشتین

دانلود فیلم



«رحمة للعالمین» آمد طبیبت زو طلب
چه ازین عاصی وز آن عاصی همی جویی شفا


تو نهاده بر سر ما پای و ما گفته به تو
«ای نهاده پای همت بر سر اوج سما»

حجاب، عفاف، عدالت، امر به معروف و نهی از منکر، تقویت بنیان خانواده و ...
با این واژه ها و دغدغه های سطحی نگرانه مذهبیون برای اجرای احکام اسلام در این روزها بسیار مواجه می شویم.

حجاب

اما باید گفت حجاب و عفاف و ... احکام دین و شریعت اسلام هستند و همانطور که بارها گفته شد مدرنیته یک دین و شریعت است و در یک بستر کفرآلود نمی توان احکام الهی را به شکل فراگیر پیاده کرد و جامعه ای که آلوده به شریعت اداری و صنعتی و تکنیکی غرب شده و بر اساس آن تقنین و اجرا می گردد سازگار با شریعت و احکام دیگری نخواهد بود و سرانجام این بستر مصنوعی بشری، دل و دین افراد را به سوی خاستگاه فکری خود یعنی سقوط در انسانگرایی و ماده پرستی سوق خواهد داد.

مدرنیته

هشدار به مسئولین [حرام لقمه] در خصوص واردات بی‌ضابطه سموم خارجی؛

آیا می دانید علارغم امکانپذیر بودن کشاورزی ارگانیک، منافع برخی مسئولان بی شرف در واردات و مصرف سموم خطرناک زراعی است؟

مثلا جهت نابودی کرم ساقه خوار برنج، بجای سم مرگ آور دیازینون، براحتی می توان بوسیله زنبور تریکو گراما این آفت را نابود کرد و موارد متعدد دیگر ... در اینجا به یکی از این موارد به نام آفتکش رانداپ که بطور متداول و بکثرت استفاده می شود اشاره می کنیم:

رانداپ

همانطور که گفته شد مبنای تمدن غرب، بر هم زدن انتظام حکیمانه جهان و ایجاد نظمی ریاضی در سامانه ای منفک از عالم منسجم طبیعت است.
 

الرحمن علی العرش استوی          الرحمن علی العرش استوی            

                                                       موسیقی

 ساعت دیکتاتوری پنهان است

مدرنیته

در زمانه مدرنینته هیج چیز در جای خود نیست                            
مدرنیته برای هر چیزی جایگزین دارد.

(اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ).

بدانید زندگى دنیا تنها بازى و سرگرمى و تجمّل پرستى و فخرفروشى در میان شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است،

به این ترتیب "غفلت" و "سرگرمى" و "تجمل" "تفاخر" و "تکاثر" دوران هاى پنجگانه عمر آدمى را تشکیل می دهند.

  1. دوران کودکى         لعب و بازى
  2. نوجوانى                لهو و سرگرمى و مسائل غیر جدى
  3. جوانى                   زینت و تجمل پرستى               
  4. میانسالی              کسب مقام و فخر
  5. کهولت                   افزایش مال و نفرات و جمع ثروت

مدرنیتهمدرنیته

"تعصب بی‌جا و ندیدن امورات مثبت غرب و دانش آنها و همت‌شان در فناوری صحیح نیست"

این عبارت یا به دلیل سطح عقول مخاطبین گفته شده.

و یا ناظر به عدم توجیه گوینده در برابر زیرساخت های در هم تنیده فرهنگ مهاجم غرب است.

مبنای علوم و تکنولوژی غرب، ماده پرستی و اوج دست درازی نفس اماره در شهوات مادی در عالم طبیعت است که صدای شکست آن به زودی به گوش ها خواهد رسید. همتی هم که غرب در این وادی بکار برده جز از قلوب منجمد معطوف به دنیا، و کفر به عوالم قدس و بواطن هستی منبعث نمی شود.

دانشجو

راز هستی درسایه شوم مدرنیته و لوازم آن از دسترس بشر خارج و رابطه انسان جدید با شهود حکمت و جمال الهی در آینه زیبایی ها و تناسب دستگاه آفرینش قطع گشته است.

اگر تفسیر قول خدا، علم اسلامی را به دست می دهد، تفسیر فعل خدا نیز علمی اسلامی محسوب می شود ...
دانشگاه ها غرق دین هستند ولی توجه ندارند، غفلت دانشگاه در این است که نمی داند در حال بررسی فعل خدا هستند، در فیزیک و شیمی محققان فعل خدا را تفسیر می کنند ...
الإمامُ العسکریُّ علیه السلام : لَو عَقَلَ أهلُ الدنیا خَرِبَتْ.
امام عسکرى علیه السلام فرمودند: اگر اهل دنیا عقل خود را به کار مى بستند، دنیا ویران مى شد [چون به دنیا بى رغبت مى شدند].
بحار الأنوار : 78/377/3
شاید از خود پرسیده باشیم آیا صرفا هوش و استعداد ابزارسازی از آن انسان غربی ست؟ و اگر امت اسلامی هم نوابغ و شخصیت های باهوش و مستعدی داشته پس چرا هرگز مشی فنی و تکنیکی غربی از میان امت اسلامی برنخاسته؟!
مدرنیته
پاسخ در نوع نگرش انسان نسبت به عالم است. لازمه وجود روح مخترع و ساخت معیشت تکنیک محور و گذران عمر در علوم مادی، صرفاٌ فوران هوش نیست بلکه اختراع و نظامبخشی ریاضی معیشت جهت دستیابی به سرعت و سوددهی بالا علاوه بر هوش و استعداد محتاج روحی دنیازده، سرد و بی ابتهاج معنویست.
مدرنیته

وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَیَاةٍ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَکُواْ یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن یُعَمَّرَ وَاللّهُ بَصِیرٌ بِمَا یَعْمَلُونَ
و به یقین آنان را آزمندترین مردم و [هم آزمندتر] از مشرکان [نسبت‏] به زندگانى [دنیا] مى ‏یابى. هر یک از آنان دوست دارد که [به او] هزار سال عمر داده شود. و آنکه عمر دراز یابد، رهاننده او از عذاب [دوزخ‏] نیست. و خداوند به آنچه مى‏ کنند بیناست.

مدرنیته

شاید پذیرفتن اینکه چندین میلیارد انسان در توهم زندگی می کنند و علم و صنعت مدرن آنان را به بازی و بردگی پیچیده و در عین حال آشکاری گرفته، برای برخی سخت باشد. ولی مشغولیاتی همچون بازی های رایج که خیال انسان را مسحور خود کرده شاهدی روشن برای متوهم بودن انسان مدرن است. اینکه به راحتی می توان انسان های بالغی را به غم و افسردگی، شادی و نشاط و تحرک و تلاش های نفس گیر ولی کودکانه ترغیب کرد در حالی که انگیزه، هدف و محصولش، تقریبا هیچ باشد.

فوتبال



گفتگو با یکی از دوستان که در وبلاگ او صورت گرفت کامل و بدون سانسور:

مردی از اهل قم قیام می کند، مردم را به سوی حق دعوت می نماید، جمعیتی نیرومند که مانند پاره های آهن (سخت و استوار) هستند، به گرد او جمع می شوند که طوفان های حوادث آن ها را نمی لرزاند، و از جنگ با دشمن خسته نمی شوند، و ترس به آن ها راه ندارد، و توکلشان به خداست .» - محدث قمی، سفینة البحار، ج 2، ص 446
قیام و مجاهدات انبیاء همیشه توام با آفات و موانعی بوده که ثمرات دعوت ایشان را محدود می نمود. انقلاب ایران نیز از این قاعده کلی مستثنی نبوده و علیرغم پیروزی های متعدد با آفات و چالش هایی مواجه بود که با وجود عظمت و ظفر های ابتداء انقلاب، پس از چهل سال شاهد انحراف و افول آن هستیم. جدای از اینکه برخی امید به صعود مجدد حکومت به سوی برقراری ارزش ها دارند. حال این امید بجا باشد یا نباشد، درباره وضع موجود باید بگوییم در آستانه چهل سالگی انقلاب آنچه از ثمرات این جنبش عظیم تاریخی می بینیم عزت و قدرت نظامی ای ست که در تاریخ ایران و اسلام کم سابقه بوده و نعمت رهبری فقیه و شجاع. و در عین حال تبدیل شدن عمدی کشور به فاحشه خانه ای بزرگ توسط مسئولان حرام لقمه و دیوث مملکت که مسئولیت  و انقلاب را به بازی گرفته و قدر این جهش بزرگ تاریخی را ندانسته اند.
از جمله این آفات، آمیختگی تئوری حکومت با تفکرات لیبرال و بنیان فکری غربی ست که موجب فرو نشستن تدریجی شور و حرارت برپایی دین و عدالت در جامعه شد. این افول به روشنی در حیطه های فرهنگی و سیاسی و اقتصادی مردم مشاهده می شود و پس از چهار دهه جز پوستی از آرمان های اسلامی در ایران باقی نمانده است. اکنون هم که در رسانه های عمومی افتخارات حکومت شمرده می شود مبنا کاملا غیر اسلامی و مربوط به تمدن مادی ست.

مدرنیته

نقد مدرنیته

انتخاب یک زن به وزارت در دولت و نیز طرح این مساله برای اولین بار از سوی سخنگوی شورای نگهبان در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته که منعی قانونی برای ریاست جمهوری زنان نیز وجود ندارد، بحثهای موافق و مخالفی را مطرح کرد. مقاله زیر نگاهی به تاریخچه طرح موضوع شرکت زنان در انتخابات و سیاست و مصادر اجرایی در ایران داشته و با طرح مطالبی در سه فراز و نتیجه گیری این مساله مورد بررسی قرار می دهد.

چکیده

با اینکه در ساختار عقیدتی جوامع اسلامی کنونی، ایمان به نبوت پذیرفته و با دلایل متقن اثبات می­شود. ولی متأسفانه در سیر علمی و عملی تمدن­سازی، همانند جوامعی تفکر و رفتار می­گردد که کأنه از اساس، نبی و رسالتی نمی­شناسند. اصل بنیان نبوت بر قصور قدرت ادراکی نوع انسان به جهان و عوالم محیطش می­باشد که در این وادی تفاوتی میان امور دنیوی و اخروی نیست. همانگونه که با عقل و ادراکات خود می­فهمیم که مرز احاطه علمی ما نسبت به روح و معاد و امور خُلقی و ... تا کدام حد است. همین نسبت در امور مادی و دنیوی نیز وجود دارد و در تمامی زوایای وجودی جسم و روح انسان جاری ست و با توجه به اینکه امور جسمانی و روحانی انسان با یکدیگر مرتبط و درهم تنیده است هرگز مکتب و روش علمی و فنی­ ای که به علم ناقص بشر متکی است جواز تصرف و ارائه انتظام علمی و ساختار معیشتی و به اصطلاح پیچیدن نسخه در دامنه بایدها و نبایدهای زندگی ایمانی را ندارد. حال اگر بخواهیم در خارج از چهارچوب منطقی مکتب وحی طبابت کنیم یا نظامی برای تغذیه، معماری، نساجی، صنعت و ... ارائه دهیم. در تقابل با مکتب نبوت و وحی ایستاده ایم


مدرنیته


با توجه به اینکه متن الگوی اسلامی ایرانی که بسیار خوشبینانه برای سال ۱۴۴۴ ایران نوشته شده هدفی مطلوب و متعالی است چند نکته در اینجا قابل تذکر است.

چه کسانی می بایست این الگو را پیاده سازی کنند؟؟!! حاکمان کودک مغزی که اندیشه لیبرال و سواری دادن به استکبار جهانی دارند؟؟ یا مسئولان فاسدی که جز به منافع شخصی خود فکر نمی کنند؟؟!!

هم اکنون به لطف نظام آموزشی ای که حضرات ناقص العقل بعد 40 سال نتوانستند حتی اندکی اصلاحش کنند ایران به فاحشه خانه ای تبدیل شده که جلوات کثیف آن در صدا و سیما با اینکه فرسنگ ها با حقیقت جامعه فاصله دارد نمایان است.

با اینکه این الگوی سال ۱۴۴۴ همانند اصل جمهوری اسلامی در شرایط فعلی تئوری مطلوبی است. ولی نباید نام اسلام حقیقی را برای آن هزینه کنیم زیرا که همانند نظام حاکمه جمهوری اسلامی تلفیقی از تمدن اسلام و قالب تمدن کفر است.


 اگر علم  در ثریا باشد مردانی از سرزمین فارس به آن دست خواهند یافت. قرب الاسناد، ص53،  بحارالأنوار، ج64 ، ص175

ای زلف خونفشان توام لیلة البرات

از باب تلنگر به ذهن منجمد دلبستگان به علوم غرب و آنان که علم را از غیر مکتب وحی و اهل بیت عصمت طلب کردند.

در خطبه اول نهج البلاغه، امام علی، باب علم رسول خدا صلی الله علیه وآله، اساسِ خلقتِ انسان را بر چهار طبع گرمی و سردی و خشکی و تری بیان می فرماید.

طبایع اربعه

نهج البلاغة - خطب الإمام علی ( ع ) - ج 1 - ص 20 - 21
ثم جمع سبحانه من حزن الأرض وسهلها ، وعذبها وسبخها ، تربة سنها بالماء حتى خلصت . ولاطها بالبلة حتى لزبت  . فجبل منها صورة ذات أحناء ووصول وأعضاء وفصول . أجمدها حتى استمسکت ، وأصلدها حتى صلصلت . لوقت معدود . وأمد معلوم . ثم نفخ فیها من روحه فمثلت إنسانا ذا أذهان یجیلها . وفکر یتصرف بها ، وجوارح یختدمها ، وأدوات یقلبها . ومعرفة یفرق بها بین الحق والباطل والأذواق والمشام والألوان والأجناس . معجونا بطینة الألوان المختلفة ، والأشباه المؤتلفة . والأضداد المتعادیة والأخلاط المتباینة . من الحر و البرد . و البلة و الجمود . واستأدى الله سبحانه الملائکة ودیعته لدیهم وعهد وصیته إلیهم .

ساحران فرعون به گونه‏ ای قوه خیال و چشمان حضار را جادو کردند که آنان به این توهم افتادند که ریسمان‏ ها به تندی حرکت می‏کنند.

خداوند متعال در سوره نساء می فرماید:

إِن یَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ إِنَاثاً وَإِن یَدْعُونَ إِلاَّ شَیْطَاناً مَّرِیداً (117) لَّعَنَهُ اللّهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِکَ نَصِیباً مَّفْرُوضاً (118) وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّیَنَّهُمْ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَیُبَتِّکُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَمَن یَتَّخِذِ الشَّیْطَانَ وَلِیّاً مِّن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَاناً مُّبِیناً
تراریخته